از همان ابتدا منشور مشکل روبهرو بود. اولین مشکل این بود که مفاهیم کلی، زیبا و شعارهای پر طمطراق را در ورای شعارهای دموکراسی خواهانه، آزادی خواهانه، برابری خواهانه، مساوات، حقوق بشر و... منشور اپوزیسیون هیچ حرفی نداشت.
مخالفان جمهوری اسلامی که از قضا خارج از کشور گردهم جمع آمدند تا به نحوی با همگرایی و اشتراک نظر بتوانند به خیال خود یک قدرت واحد درست کنند خیلی زودتر از آنچه فکر میشد کارشان به پایان رسید.
هر چند که از ابتدا نیز پیشبینی میشد افرادی که اساسا هر کدام داعیه ریاست و مدیریت همه را دارند تا انتها در یک مجموعه در کنار هم جمع نخواهند ماند و در نهایت نیز همین اتفاق افتاد.
خروج شخصی به نام حامد اسماعیلیون یکی از اعضای اپوزیسیون خارج نشین که از قضا سخنگوی خانواده جانباختگان هواپیمای اوکراینی بود و بعد هم از سمت خانواده جانباختگان از این سمت برکنار شد.
از منشوری که برای خود تدارک دیده بودند به نوعی تیر خلاص به پایان اشتراک و همگرایی مخالفان خارجنشین نظام بود. چرا که این منشور از مدتها قبل به عنوان سند همکاری اپوزیسیون خارج از کشور عملا از حیز انتفاع ساقط شده بود و اگر اصطلاح پزشکی برای آن به کار ببریم با دستگاههای پزشکی در حقیقت زنده نگهداشته شده بود.
واقع مطالب آن است که اگر چه که این روزها خیلیها میگویند «ما که از اول گفته بودیم» یا «منشور از ابتدا مرده به دنیا آمده بود» اما فراموش نمیکنیم که همین یکی دو ماه پیش بود که وقتی منشور هماهنگی ضد انقلاب متولد شد با چه استقبالی از سوی اپوزیسیون و رسانههای فارسی زبان متعلق به آنها روبهرو گردید. گویی بهوجود آمدن منشور همه مشکلات اپوزیسیون را حل کرده بود.
اما واقع مطلب آن است که از همان ابتدا منشور مشکل روبهرو بود. اولین مشکل این بود که مفاهیم کلی، زیبا و شعارهای پر طمطراق را در ورای شعارهای دموکراسی خواهانه، آزادی خواهانه، برابری خواهانه، مساوات، حقوق بشر و... منشور اپوزیسیون هیچ حرفی نداشت.
اپوزیسیون خود را قیم همه معترضان میدانستند. لذا بدون اینکه رسما اعلام کنند نه تنها خود را رهبری مخالفان و معترضان تصور میکردند بلکه معتقد بودند که روند عملکردی و رویکردی آنها منبعث از منشور باید مورد تبعیت همگان قرار گیرد. مشکل بعدی آن بود که با مساله فدرالیسم از همان ابتدا با بنبست مواجه شد.
چرا که هیچ فکری برای این مساله نکرده بودند و در حقیقت با برخی افراد به شکل غیر قابل قبولی برخورد کردند. دیگر اینکه در برابر مسائل پرسش برانگیز مالی که در خصوص یکی از اعضای منشور به وجود آمده بود و به علاوه مساله ساختگی داستان ترور وی سایر اعضا سکوت کردند و کلامی بر زبان نیاوردند.
بالاخره مشکل دیگر آن بود که برخی چهرهها عملا خود را قیم همه میدانستند و در حقیقت هر چقدر که زمان میگذشت بیشتر معلوم میشد که نگاهشان آن است که بقیه اعضا باید از آنها تبعیت و فرمانبرداری کنند. مجموعه این مسائل باعث شد که اپوزیسیون خارج از کشور با شکست روبهرو شود.